مطهر بن محمد جمالى يزدى

84

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )

هماى هماى مرغى باشد مبارك و سايهء وى فرخنده دارند . چنانك گويند هركه اين مرغ سايه برو افگند به دولتى رسد و برين اعتمادى هست . و آن را به لفظى ديگر « استخوان شكن » گويند ، از بهر آنك كعب پاى شتر / 99 / در منقار گيرد و به يك حركت خرد كند . و بر فرق سر او موى باشد و به تازى آن را « رخمه » گويند . و درو خاصيتهاست . استخوان : ( اگر ) استخوان پاى او از راست « 1 » بر خداوند نقرس مالند و ببندند درد بنشاند . و بايد كه راست به راست و چپ بر چپ بندد تا فايده كند . زهره : اگر زهرهء او با زهرهء باشه و زهرهء مرغ آبى به هم بسايند و به ماء الطّل بياميزند و اين آب آن است كه بر قضيب افتد - و در چشم ( كشد ) بخار پاك كند و آب دويدن باز دارد . و اگر زهرهء او از سر فرو آويزند چنانك نزديك چشم باشد درد چشم ببرد . مغز : اگر مغز او و مغز كلاغ سياه و مغز شقراق و مغز گربهء سياه خشك كنند و جداگانه بسايند پس به هم بياميزند از هر يكى برابر و در سرمه‌دان كنند هركه از آن در چشم كشد پريان « 2 » بيند ، چنين يافتم در كتاب نيرنج كه مجرب است . پر : اگر پر او در خانه دود كنند مار و هوام و كژدم بگريزند . لقلق اندر « 3 » لقلق بسيار منفعت است ، و صفت چونى و چگونگى او كردن دراز گردد . ( و اندرو خاصيتهاست ) : زهره : زهرهء لقلق اگر به خورد كسى دهند بيم هلاك باشد ، و اگر شكنبه بخورد شفا يابد . گوشت : ( اگر ) گوشت او بريان كرده بخورند معده را قوّت دهد .

--> ( 1 ) . م : « از راست » ندارد . ( 2 ) . م : جنيان . ( 3 ) . ك : اندر زهرهء .